تبليغاتX
من بی تو هیچم

* بي تو دلم همیشه تنگ است،بی تو دنیا برایم سوت و کور است

 

* بی تو شبنم بی مهتاب است،بی تو بی تو ستاره آسمان تاریک

 

دلم خاموش است .

 

* بی تو زندگی بی مفهوم است، بی تو عشق و عاشقی در دلم دوراست

 

* بی تو هوای دلم همیشه ابری است، بی تو آسمان چشمانم همیشه ابری است

 

* بی تو زندگی برایم عذاب است، گلهای باغ دلم همه خشک وبی جان است

 

* بی تو دریای دلم کویری تشنه و خشک است، آسمان آبی قلبم تیره و تاراست

 

* بی تو عشق از خانه ی دلم فراری است و طاقچه خانه دل همیشه خالی است

 

* بی تو آرزویی در دلم، ندارم وتنها آرزویم ازخدای خویش بودنت درکنارم

 

است.....

 

* بی تو غروبها برایم جهنم واقعی است، و سحرگاه طلوع خورشید دلم

 

خیالی است.....

 

* بی تو موجودی پوچم، بی تو جاده ی زندگی ام بن بست است

 

و پرنده های آشیانه قلبم همه بی آوازهستند بی تو وجودم دراین دنیا

 

بی ارزش است و نامم در کتاب زندگی خط خورده وفراموش شده است

 

* بی تو دیگرمجالی برای زندگی دوباره نیست

 

                     آرزوی قلبم مرگ است......

 

                                ****

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 15:17 توسط samane |

دليل اينكه آرومم ، اميد لمس دستاته

همين لبخند پنهاني ، كنار لحن گيراته

دليل اينكه تنهايي ، همين دستاي تنهامه

همين دنياي تاريكم ، همين ترديد چشمامه

 

 

شبيه حس پژمردن ، دچار شك بي رنگي

من آرومم تو تنهايي ، حقيقت داره دلتنگي

 

هنوزم ميشه عاشق شد ، هنوزم حال من خوبه

ببين دنيا پر از رنگه ، هنوزم عشق محبوبه

 

 

تو دلگيري نمي دوني ، چه رويايي به من دادي

اگه فكر مي كني سردم ، برو رد شو ، تو آزادي

 

نمي دوني چه قد سخته ، تو پشت نبض ديواري

نمي دونم تو اين روزا ، چه احساسي به من داري

 

شبيه حس پژمردن ، دچار شك بي رنگي

من آرومم تو تنهايي ، حقيقت داره دلتنگي

 

هنوزم ميشه عاشق شد ، هنوزم حال من خوبه

ببين دنيا پر از رنگه ، هنوزم عشق محبوبه

 

 

نه اينكه سرد و مغرورم ، نه اينكه دور از احساسم

بزار دست دلم رو شه ، بزار رويا رو بشناسم

تموم شهر خوابيدن ، من از فكر تو بيدارم

يه روزي مي فهمي از چشمام ، چه احساسي به تو دارم

 

 

شبيه حس پژمردن ، دچار شك بي رنگي

من آرومم تو تنهايي ، حقيقت داره دلتنگي

 

هنوزم ميشه عاشق شد ، هنوزم حال من خوبه

ببين دنيا پر از رنگه ، هنوزم عشق محبوبه

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 0:5 توسط samane |

 

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری

خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی

خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا
می سوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا

خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه
هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه

خیلی سخته اگر عمر جادوی شعرت تموم شه
نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه

خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات می میره
بره و دیگه سراغی از تو ونگات نگیره

خیلی سخته تا یه روزی حرفهای اون باورت شه
نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه

خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه
تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه

خیلی سخته بی بهونه میوه های کال رو چیدن
بخدا کم غصه ای نیست چن روزی تو رو ندیدن

خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی
وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی

خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی
از خودت می پرسی یعنی می شه اون بره زمانی؟

خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی
اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی

خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه
بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اون رو ببینه

خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی
کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی

خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه
چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه

خیلی سخته و قشنگه آشنایی زیر بارون
اگه چتر نداشته باشی توی دستا هردوتاشون

خیلی سخته تا همیشه پای وعده ها نشستن
چقدر قشنگه اما واسهی کسی شکستن

خیلی سخته واسه ی اون بشکنه یه روز غرورت
اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت

خیلی سخته بودن تو واسه ی اون بشه عادت
دیگه بوسیدن دستات واسه اون نشه عبادت

خیلی سخته چشمای تو واسه ی اون کسی خیسه
که پیام داده یه عمر واسه تو نمی نویسه

خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی
تا که بین دو پرستو نباشه هیچ اختلافی

خیلی سخته اونکه دیروز تو واسش یه رویا بودی
از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی

خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره
ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره

خیلی سخته که من و تو همیشه با هم بمونیم
انقدر عاشق که ندونن دیوونه کدوممونیم



+ نوشته شده در جمعه هشتم آذر 1387ساعت 19:59 توسط samane |

ببين هم گريه هام از عشق .چه زندوني برام ساختن
خداحافظ گل پونه .گل تنهاي بي خونه
لالايي ها ديگه خوابي به چشمونم نمي شونه
يكي با چشماي نازش دل كوچيكمو لرزوند

يكي با دست ناپاكش گلاي باغچمو سوزوند
تو اين شب هاي تو در تو . خداحافظ گل شب بو
هنوز آوار تنهايي داره مي باره از هر سو
خداحافظ گل مريم .گل مظلوم پر دردم
نشد با اين تن زخمي به آغوش تو برگردم
نشد تا بغض چشماتو به خواب قصه بسپارم
از اين فصل سكوت و شب غم بارونو بردارم
نمي دوني چه دلتنگم از اين خواب زمستوني
تو كه بيدار بيداري بگو از شب چي مي دوني

تو اين روياي سر دم گم .خداحافظ گل گندم
تو هم بازيچه اي بودي . تو دست سرد اين مردم
خداحافظ گل پونه . كه باروني نمي توني
...طلسم بغضو برداره .از اين پاييز ديوونه خداحافظ .....!

+ نوشته شده در چهارشنبه ششم آذر 1387ساعت 17:6 توسط samane |

در كنج دلم عشق كسی خانه ندارد

كس جای در این منزل ویرانه ندارد

دل را به كف هر كه دهم باز پس آرد

كس تاب نگهداری دیوانه ندارد

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آذر 1387ساعت 20:46 توسط samane |

چقدر خوب و روشن است نماي چشم هاي تو

 

                                              نميرسد ستاره اي به پاي چشم هاي تو

 

به ماه خيره مي شوم فقط و گريه مي کنم

 

                                             دلم که تنگ ميشود براي چشم هاي تو

 

و هي مرور ميکنم نگاه اول تو را

 

                                         اگر نمي رسد به من صداي چشم هاي تو

 

تو تاکه پلک مي زني به سجده ميرود دلم

 

                                               به پيشگاه اعظم خداي چشم هاي تو

 

شبي خراب مي شود حصارهاي فاصله

 

                                           و آب مي شود دلم به پاي چشم هاي تو

 

+ نوشته شده در جمعه یکم آذر 1387ساعت 20:38 توسط samane |

دیشب دوباره دیدمت اما خیال بود

تو در کنار من بشینی؟..... محال بود

هر چه نگاه عاشق من بی نصیب بود

چشمان مهربان تو پاک و زلال بود

پاییز بود و کوچه ای و تک مسافری

با تو چقدر کوچه ی ما بی مثال بود

نشنید لحن عاشق من را نگاه تو

پرواز چشم های تو محتاج بال بود

سیب درخت بی ثمر آرزوی من

یک عمر مانده بود ولی کال کال بود

گفتم کمی بمان به خدا دوست دارمت

گفتی مجال نیست ولیکن مجال بود

یک عمر هر چه سهم تو از من نگاه بود

سهم من از عبور تو رنج و ملال بود

چیزی شبیه جام بلور دلی غریب

حالا شکست وای صدای وصال بود

شب رفت و ماه گم شد و خوابم حرام شد

اما نه با خیال تو بودم حلال بود

http://tifooses.coo.ir.......love

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 15:6 توسط samane |

tifooses.coo.ir

tifooses.coo.irنازنینم !tifooss.coo.ir

تو برایم هنوز بهترین حضور هستی ، در بهترین قاب دنیا ....

 تن غربت زده جوانی ام از عشق تو گم شد و این نوشته زخمی بر دیوار دلم رنگ ترحم گرفت ...

 من انتظار آبی ترین روز ها را می کشم نباید در حسرت نبودن شهد شیرین زندگی ثانیه ها را به ساعت ها تبدیل کنم و بی ارزو خواب فرداها را ببینم ....
 به اندازه همان ستاره هایی که شب های خلوتم را نظاره گر بودند

 می خواهمت و سحر گاهان همراه با طلوع خورشید از شوق تو بیدار می شوم و صدای عاشق ترین شقایق ها را از پنجره اتاقم می شنوم ....

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 14:29 توسط samane |

من امشب زیر باران گریه خواهم کرد  

                                             در این تنهایی و خلوت   

                                      در این بیهودگی های پر از ابهام

                             در این خلوت سرای حسرت و اندوه

                                     نمی دانی چه بی تابم

                            نمیدانی چه مشتاقم،ببینم روی ماهت را

                                    من امشب  گریه خواهم کرد

                           من امشب زیر باران تو را فریاد خواهم کرد

                           من امشب بغض را در سینه خواهم کشت

                          و بی پرواتر از دیروز ، تو را فریاد خواهم کرد

                                      تو را فریاد خواهم کرد

.

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 21:25 توسط samane |

اگه دستم به جدایی برسه        اونو از خاطرها خط میزنم            

از دل تنگه تمومه آدما                از شبو روز خدا خط میزنم

اگه دستم برسه به آسمون      با ستارها قیامت میکنم

نمیذارم کسی عاشق نباشه     ماهو بین همه قسمت میکنم

وقتی گاهی منو دل تنها میشیم    حرفای نگفتنی را میشه دید

میشه تو سکوت بین ما دوتا          خیلی از ندیدنی ها را شنید

قصه جدای ما ادما           قصه دوری ماست از خودمون

دوری منو تو از لحظه عشق        قصه سادگی گمشدمون 

+ نوشته شده در جمعه بیست و چهارم آبان 1387ساعت 20:11 توسط samane |

!p30board™  - The joy of downloading